پایانه های عصبی آزاد (Free nerve endings)
پایانه های عصبی آزاد، گیرنده های فاقد کپسول و میلین هستند که تقریبا در اکثر نواحی بدن یافت می شوند. این گیرنده ها به تحریکات مکانیکی، دما (گرما یا سرما) و مواد شیمیایی مضر پاسخ می دهند. فیبر عصبی آنها درد را به سیستم عصبی مرکزی انتقال می دهد تا از آسیب بیشتر بافتی جلوگیری گردد. بنابراین انتهاهای عصبی آزاد، گیرنده های درد هستند که نوسیسپتور (Nociceptor) نامیده می شوند.
برخی از نواحی بدن که دارای انتهاهای عصبی آزاد هستند:
*پوست
*عضلات
*تاندون ها
*پریوست
*رباط ها
*کپسول مفصلی
*جدار شریان ها
*غشاء های مخاطی و سروزی
*احشاء (مانند قلب، معده، روده باریک، روده بزرگ، مجاری صفراوی و رحم)
*مننژ (پرده های مغز و نخاع)
*پریوست
*داس و چادرینه جمجمه
علل درد (Causes of pain)
بعضی از عوامل مهم تحریک گیرنده های درد یا فیبرهای درد عبارتنداز:
*اسپاسم های عضلانی
*اسپاسم های عروقی
*ضایعه بافت به هر علتی که ممکن است درارتباط با موارد زیر باشد:
**ایسکمی (کاهش خونرسانی بافت)
**فعالیت های شدید بدنی
**تغییرات دمای شدید
**ضایعه مستقیم بافت
**تومورها
**خونریزی
**به علت یک بیماری خاص
**عفونت
**اسکار بافتی و چسبندگی ها
**سوختگی ها
*التهاب
*گیرافتادن اعصاب محیطی
انواع گیرنده ها و محرک های درد
برخی از گیرنده های حساس به درد (نوسیسپتورها) که دارای انتهاهای عصبی آزاد هستند شامل:
*گیرنده های درد مکانیکی (Mechanical nociceptor) که به آسیب مکانیکی بافت یا فشار مکانیکی شدید پاسخ می دهند.
*گیرنده های درد دما (Thermal nociceptor) به تغییرات بسیار شدید دما حساس هستند که خود به دو دسته تقسیم می شوند:
**گیرنده های درد گرما (Heat nociceptor)
**گیرنده های درد سرما (Cold nociceptor)
*گیرنده های درد شیمیایی (Chemical nociceptor) به مواد شیمیایی مختلف واکنش نشان می دهند. برخی از این مواد ممکن است هیستامین، پروستاگلاندین ها،سروتونین، آنزیم های پروتئولیتیک، برادی کنین و یون های پتاسم باشد.
نکته ای که باید توجه داشت این است که بیشتر گیرنده های درد به بیش از یک نوع محرک درد حساس هستند.
تحریک پایانه عصبی آزاد توسط عوامل مختلف در شکل زیر (نورون دوم جهت صعود به مغز در نخاع به طرف مقابل می رود):
بعضی از مواد شیمیایی همانند آنزیم های پروتئولیتیک به طور مستقیم به انتهاهای عصبی آزاد صدمه می زنند، درحالی که موادی چون برادی کنین و برخی از پروستاگلاندین ها بدون اینکه ضایعه ای در گیرنده ها ایجاد کنند، فقط موجب تحریک بسیار شدید آنها می گردند.
انواع درد (Types of pain)
درد را می توان به دو نوع اصلی تقسیم کرد:
*درد حاد (Acute pain) یا درد سریع (Fast pain)
*درد مزمن (Chronic pain) یا درد آهسته (Slow pain)
درد حاد (Acute pain): این نوع از درد به نام های دیگری چون درد سوزنی، تیز و الکتریکی نیز شناخته می گردد. مدت زمان ایجاد درد حاد پس از اثر یک محرک درد، یک دهم ثانیه است. فیبرهای A-دلتا در هدایت درد سریع یا حاد نقش دارند. بریدگی پوست، فرو رفتن یک شئ تیز در آن و شوک الکتریکی در ناحیه پوست مثال هایی از عوامل ایجاد درد حاد هستند. معمولا در بافت های عمقی این نوع از درد احساس نمی شود.
درد مزمن (Chronic pain): نام های دیگری که برای این نوع از درد به کار می رود شامل درد آهسته، سوزشی، تهوع آور و مبهم است. شروع درد آهسته پس از اثر محرک درد، بعد از یک ثانیه یا بیشتر است. از ویژگی های دیگر درد آهسته این است که با گذشت زمان، شدت آن افزایش می یابد. فیبرهای C در انتقال درد آهسته نقش دارند. درد آهسته ممکن است تقریبا در هر نوع از بافتی همانند پوست، عضلات، مفاصل، احشاء (معده، قلب، روده، کلیه ها و ...) ایجاد شود.
فیبرهای درد (Pain fibers)
دو نوع فیبر عصبی جهت انتقال پیام ها از گیرنده های حسی مربوط به انتهاهای عصبی آزاد وجود دارد:
*فیبرهای A-دلتا که دارای میلین ظریف هستند
*فیبرهای C که بدون میلین اند
تصویر زیر:
سرعت انتقال پیام توسط فیبرهای A-دلتا به سیستم عصبی مرکزی حدود 15 الی 30 متر در ثانیه است. فیبرهای C به علت نداشتن میلین، سرعتی در حدود نیم الی دو متر در ثانیه دارند. درد حاد (Acute pain) که درد سریع، سوزنی و تیز نیز خوانده می شود ازطریق A-دلتا منتقل می گردد. درد آهسته که به عنوان درد مزمن (Chronic pain)، درد مبهم و سوزشی نیز نامیده می شود توسط فیبرهای C انتقال می یابد.
اگر یک تحریک دردناک ناگهانی به پوست اعمال شود، دو نوع درد ایجاد می کند:
*در ابتدا یک درد سوزنی حاد به وجود می آید که توسط فیبرهای A-دلتا به نخاع منتقل می شود. به علت سرعت زیاد این فیبرها، عکس العمل سریع در فرد ایجاد می شود تا خود را از محرک دردناک دور کند.
*پس از یک الی چند ثانیه، درد سوزشی آهسته به وجود می آید که انتقال آن به طناب نخاعی توسط فیبرهای نوع C صورت می گیرد.
دردهای سوزشی آهسته با گذشت زمان شدیدتر می گردند (مثلا درد ناشی از احشاء یا اندام های داخلی). این دردها در بسیاری از موارد غیر قابل تحمل هستند.
مسیر فیبرهای درد از طناب نخاعی به سیستم عصبی مرکزی (CNS)
دو نوع فیبر درد A-دلتا و C، پیام های درد را از اندام های فوقانی، تحتانی، تنه و احشاء یا اندام های داخلی (به غیر از فیبرهای دردی که ازطریق اعصاب مغزی منتقل می شوند) به گانگلیون های ریشه خلفی نخاع ارسال می کنند. این فیبرها در نخاع به طرف بالا یا پایین می روند (یک الی سه سگمان نخاعی و در راه خلفی جانبی لیسوئر). فیبرهای درد درنهایت در شاخ خلفی (Posterior horn) نخاع پایان می یابند.
مسیر فیبرهای A-دلتا در سیستم عصبی مرکزی (CNS)
فیبرهای A-دلتا در لامیناهای I و V شاخ خلفی پایان می یابند. لامینای I همان تیغه حاشیه ای (مارژینال) است. لامیناهای I و V درارتباط با سیگنال های درد سریع (حاد) هستند. مسیر فیبرهای A-دلتا به دیگر بخش های دستگاه عصبی مرکزی ازطریق راه اسپاینوتالامیک (دستگاه قدامی-جانبی) صورت می گیرد. بنابراین، این فیبرها جهت صعود، ابتدا در نخاع تقاطع می کنند (به عنوان دومین نورون). مسیر اکثر فیبرهای درد A-دلتا پس از تقاطع در نخاع به تشکیلات مشبک (Reticular formation) تنه مغزی است. برخی از فیبرها به طور مستقیم به تالاموس و سپس به قشر مغز می روند.
فیبرهای A-دلتا از تشکیلات مشبک به نواحی زیر می روند:
*تالاموس
*هیپوتالاموس
*نواحی دیگر دیانسفالون که درارتباط با عناصر اطراف بطن میانی (بطن سوم) است
*مخ
مسیر فیبرهای C در سیستم عصبی مرکزی (CNS)
این فیبرها بیشتر به لامیناهای II و III شاخ خلفی نخاع می روند که مربوط به سیگنال های درد آهسته است. لامینای II همان ماده ژلاتینی (Substantia gelatinosa) است. سپس بیشتر سیگنال ها ازطریق یک یا چند نورون که دارای فیبرهای کوتاه هستند به میزان بیشتری در لامینای V ختم می گردند. از لامینای V با نورون های بعدی که دارای آکسون های بلند هستند سیناپس داده، که این آکسون ها ابتدا در نخاع به طرف مقابل رفته و در راه اسپاینوتالامیک (سیستم قدامی-جانبی) سیر می کنند که اکثر آنها در تشکیلات مشبک (RF) تنه مغزی پایان می یابند. البته اندکی از فیبرها بدون اینکه به طرف مقابل نخاع روند از همان طرف نخاع به سمت مغز صعود می کنند.
تعداد زیادی از فیبرهایی که به تشکیلات مشبک می روند به تالاموس ارسال می گردند که سپس از این قسمت به قشر مغز و نواحی دیگر مغزی می روند.
درک درد
مناطقی از سیستم عصبی مرکزی که بیشتر در درک درد نقش دارند عبارتنداز:
*دستگاه مشبک (RF)
*تالاموس
*برخی از مراکز دیگر در پایین قشر مغز
*قشر مغز
حتی درصورت انهدام کامل قشر مغز، توانایی فرد جهت درک خودآگاه درد ازبین نمی رود. البته برخی بر این عقیده اند که قشر مغز نقش مهمی در تغییر کیفیت درد دارد.
نویسنده: فیزیوتراپیست ابراهیم برزکار
منابع (References)
شادان، فرخ. ترجمه فیزیولوژى پزشکى پرفسور آرتور گایتون. انتشارات شرکت سهامى چهر*
کوثریان، سید حسین. نوروآناتومى (کالبدشناسى سلسله اعصاب مرکزى). مؤسسه انتشارات باورداران
نراقى، محمد على؛ حاجى حسینى، داود.ترجمه نوروآناتومی . انتشارات جعفری *
*میناگر،علیرضا و وثوق آزاد، ژاک. ترجمه نوروآناتومی پایه و کاربردی پرفسور فیتزجرالد.انتشارات دانش پژوه
*هاشمی کهنزاد، شهریار. ترجمه تفسیر پاتوفیزیولوژیک درد "سیریل مک براید" و "رابرت بلک لا". چاپ دوم. نشر دانش امرو
*استفاده از مطالب فقط درصورت ذکر منبع وبلاگ یا لینک آن مجاز است
مطالب مرتبط: تئوری کنترل دریچه درد (Gate control theory of pain
مهمترین روشهای درمانی در فیزیوتراپی عبارتند از :
۱) الکتروتراپی توسط دستگاههای گوناگون الکتریکی درد بیمار کاهش یافته و پروسه ترمیم بافتها را سرعت می بخشد در این روش از موارد زیر استفاده می شود.
الف) امواج مادون قرمز و ماوراء بنفش
ب) تحریکات الکتریکی پوستی
ج) امواج مافوق صوت
د) میدانهای الکتریکی و مغناطیسی
ه) لیزر
۲) حرکت درمانی حرکت دادن قسمتهای مختلف بدن بوسیله خود بیمار یا متخصص فیزیوتراپی حرکت درمانی نامیده می شود این روش درمانی مورد استعمال وسیعی برای معالجه ضایعاتی بدن دارد خصوصاْ مدت زمانی که بیمار بستری است بایستی حرکت را شروع نمود تا از خشک شدن مفصل و سفت شدن مفصلهای جلوگیری نمود.
۳) ماساژ یکی از قدیمی ترین روشهای درمانی است که توسط متخصص فیزیوتراپی به کمک دست یا از طریق دستگاه ماساژ الکتریکی صورت می گیرد.
۴) آبدرمانی یا هیدروتراپی در این روش از آب به شکل استخر یا حوضچه های آب گرم یا آب معدنی و ........ استفاده می شود.
موارد کاربرد فیزیوتراپی :
۱) بیماری های استخوان - مفاصل - عضلات۲) بیماری های روماتیسمی
۳) بیماری های اعصاب
۴) ضایعات ورزشی
۵) جراحی ها
۶) بیماری های قلب و عروق
۷) بیماری های تنفسی
۸) بیماری های زنان و زایمان
۹) بیماری های پوستی
۱۰) بیماری های کودکان
۱۱) سوختگی ها۱۲) معلولان جسمی و حرکتی
هدف کلی :
برای
درمان بیماران با روشهای فیزیکی یک متخصص فیزیوتراپی ابتدا با قسمتهای
مختلف بدن آشنا شده سپس سایر موارد فیزیکی درمان و تک تک روشهای آن را مثل
الکتروتراپی - ترموتراپی ورزش درمانی و روشهای درمانهای دستی
(موبیلیزاسیون) را فرا می گیرد.
بدین
منظور واحدهای درسی دانشجویان به گونه ای تنظیم شده که ابتدا هر دانشجو با
ساختمان طبیعی بدن و نحو کار دستگاهی مختلف آشنا شود (واحد آناتومی و
فیزیولوژی ) سپس بیماریهای مختلف ارتوپدی -اعصاب - تنفسی و روماتیسمی و
غیره را فرا میگیرد همزمان با آنها واحدهای در رابط با نحوه حرکت بخشهای
مختلف بدن (کینزیولوژی - بیومکانیک ) و روشهای الکتروتراپی و حرکت درمانی و
تکنیکهای خاص آن ارائه می شود هدف از این دوره تربیت افراد ایست متعهد و
متخصص که پس از طی یک دوره کارشناسی فیزیوتراپی بتواند بر اساس تشخیص پزشکی
درمان فیزیکی را بعهده بگیرند.